جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
304
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
خود را مىدوخت و لباس خود را وصله مىكرد . او گوسفند مىدوشيد و به افراد خانواده خود خدمت مىنمود و با ياران خود ، آجر و سنگ حمل مىكرد و با آنها همكارى مىنمود و از شدت گرسنگى بر شكم خود سنگ مىبست ! او هنگامى كه با ياران خود راه مىرفت ، از آنان مىخواست كه جلوتر از او راه بروند . و اگر بر آنها وارد مىشد و آنها نشسته بودند ، در جايى كه خالى بود و پايين مجلس بهشمار مىرفت ، مىنشست و هميشه به آنهايى كه مىخواستند احترام خاص و فوقالعادهاى براى او قائل شوند ، مىفرمود : « من دوست ندارم كه فرقى با شما داشته باشم » ! و اين همان راستى و صدق با زندگانى است » . « 1 » و همه اخبارى را كه ما در اين فصل از پيامبر بازگو كرديم ، اين حقيقت را تصديق و تأييد مىكنند . * * * اما هيأت حاكمه و زمامداران ؟ آنها بهخاطر وظايف و مسئوليتهايى كه در قبال جامعه دارند ، خدمتگزار مردم هستند نه عزيزان بىجهت و سروران طاغى و ياغى ، و نه دزدان حرفهاى ! در سيره پيامبر وارد شده كه به او گزارش دادند كه يكى از فرمانداران هديهاى را پذيرفته است ! پيامبر حقيقت موضوع را تحقيق كرد و آنگاه ثابت شد گزارش مطابق با واقع بوده است ، خشمناك شد و فرماندار را احضار نمود وقتى فرماندار آمد ، پيامبر به او فرمود : چگونه چيزى را كه حق نداشتى و سزاوار تو نبود ، گرفتهاى ؟
--> ( 1 ) از كتاب محمد والمسيح ، صص 162 و 163